یادی از گذشته و یک معرفی - تاریخ: 1400/6/7 ساعت: 22:03
بخشی از فیلمنامه ی "مدرسه ایده آل" نوشته ی "پیمان رنجبر" یک - حیاط مدرسه پسرانه - ازگوشه های مختلف بچه ها می دوند و به سرعت یک صف را تشکیل می دهند. از بلندگو صدای شمارش می آید و بچه ها نرمش می کنند. کسری: یعنی قرار نیست هیچوقت بریم مرحله بعدی؟ اگه هر روز یه تمرین از یه ورزش رزمی رو انجام داده بودیم ...
بخشی از نمایشنامه "سفید، سیاه" نوشته آرش دست پیمان - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 13:22
بخشی از نمایشنامه "سفید، سیاه" نوشته آرش دست پیمان صحنه مستطیلی، مسقف و کاملاً سفید است. کاناپهای سیاه رنگ در وسط،دستگاه نوبتدهی ای در وسط و پشت کاناپه و دو در در طرفین صحنه روبه روی یکدیگر قرار دارند که در سمت راست سفید و در سمت چپ سیاهمیباشد.کاناپهی دونفره )مشکی(درها )مشکی(دستگاه نوبتدهی )مشکی(
بخشی از فیلمنامه "بوتاکس" نوشته پرستو منظومه - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 13:22
بخشی از فیلمنامه "بوتاکس" نوشته پرستو منظومه روز/داخلی/اتاق داستان فیلم از یه خواب گنگ شروع میشود. که این کابوس پرویز برای ازدواج با مریم هست.مریم(با صدایی گنگ و تصویر در هم آشفته) :پرویز تو حداقل ۱۵ سال از من بزرگتری آخه من چه جوری به خانوادم بگم میخوام با تو عروسی کنمپرویز:خب آخه من چیکار کنم!
دو قطعه ی شعری، نوشته ی سعید فرخی - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 13:22
دو قطعه ی شعری، نوشته ی سعید فرخی کجور کجایی که عطر نبودنت عاصی کرده این لحظات را گذشتن را از یاد برده اند تا کی بایست ادامه پیدا کند این میهمانی دردآور مابین دندان و جگرم؟ کجایی که عطر نبودنت تسخیر کرده این شب در خود فرو رفته را ماه را باز پس نمیدهد نمیگذرد این شب ها آرامم کن آرامم کن حتی شده ب
بخشی از فیلمنامه "هیاهوی سکوت" نوشته عبدالله فقیه - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 13:22
بخشی از فیلمنامه "هیاهوی سکوت" نوشته عبدالله فقیه روز-خارجی-روبه روی درختصحنه از نمای درختی که نور از میان برگ های آن میتابد شروع میشود )نمای لو انگل( نریش نعلی شروع میشودصدای علی: یک دقیقه بیشتر طول نکشید که مرد ، بعدش جفتمون محکوم به سکوت ش دیم ودرد میکشیدیم ، اما این همه ما جرا نبود.دوربین تیل
بخشی از فیلمنامه "یک اتفاق نه چندان ساده" نوشته عبدالقادر (هیمن) خالدی - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 13:22
بخشی از فیلمنامه "یک اتفاق نه چندان ساده" نوشته عبدالقادر (هیمن) خالدی روز خارجی صبح حیاط مهد کودکبچه های زیادی در مهد کودک بازی می کنند و سرو صدای زیادی از خوشحالی بچه ها هست.دختر کوچک زیبایی مو طلایی )نازنین( در جلوی آینه ایستاده است و با موهای خود بازی میکند.روز داخلی کلاس نقاشیداخل کلاس همه د
داستان کوتاه "قارچها" نوشته عبدالقادر (هیمن) خالدی - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 13:22
داستان کوتاه "قارچها" نوشته عبدالقادر (هیمن) خالدی ... در هر صورت هیچ علاقه ای به این قارچ ها ندارم. قارچ هایی که مثل خوره در وجودم ریشه دواندهاست قارچی در زیر بغلم و قارچی در لابه لای ریش هایم که به شدت درد میکندد و بدنم را زخم کردهاند که و باعث شده اند از همه چیز حتی از فکر کردن و حرکت کردن متن
بخشی از نمایشنامه "شیکاسته" نوشته عبدالقادر (هیمن) خالدی - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 13:22
بخشی از نمایشنامه "شیکاسته" نوشته عبدالقادر (هیمن) خالدی شخصیت های نمایش:*شیکاسته:)دارای چهار دست و چهارپا و دوسر با ظاهری آراسته ، ردایی آبی و براق بر تن دارد (**لِویاتان : )فردی قوی هیکل،چهارشانه، باظاهری دیو گونه، باحرکات بدنی تقریبا قالب بندی شده(***آتنا : )زیبا، ظریف و مهربان با چهره ای معصو
بخشی از فیلمنامه ی "مدرسه ایده آل" نوشته ی "پیمان رنجبر" - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 13:22
بخشی از فیلمنامه ی "مدرسه ایده آل" نوشته ی "پیمان رنجبر" یک - حیاط مدرسه پسرانه - ازگوشه های مختلف بچه ها می دوند و به سرعت یک صف را تشکیل می دهند. از بلندگو صدای شمارش می آید و بچه ها نرمش می کنند. کسری: یعنی قرار نیست هیچوقت بریم مرحله بعدی؟ اگه هر روز یه تمرین از یه ورزش رزمی رو انجام داده ب
بخشی از فیلمنامه «نفس عمیق» نوشته پیمان رنجبر - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 13:22
بخشی از فیلمنامه «نفس عميق» نوشته پیمان رنجبر خارجى-روز-خياباندوربين در بين ماشين هاست.ماشين ها با سرعت رد ميشوند.دوربين روى يك پل عابر است،ماشين ها از پايين پل عبور ميكنند.دوربين كف خيابان است و اسمان ديده ميشود.صفحه سياه ميشود. خارجى-روز-جنگلپويا جنازه دو ادم خونين را روى زمين ميكشد و گوشه اى رهاي
بخشی از فیلمنامه ی بلند "بیراهه ها" نوشته ی عیسی بابایی - تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 0:57
بخشی از فیلمنامه ی بلند "بیراهه ها" نوشته ی عیسی بابایی خوشبختانه از دفتر چالوس روز به روز خبرهای بهتری به گوش می رسد. هنرجویان در طی دوره های اخیر دارند فیلمنامه های نیمه بلند و بلند را تجربه می کنند. آقای عیسی بابایی رحیم آبادی یکی از بهترین نویسندگان این جمع هستند. که در اینجا ما بخش کوتاهی از فی...
بخشی از نمایشنامه ی "هویت پنهان" نوشته ی محمد ابراهیمی - تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 0:57
بخشی از نمایشنامه ی "هویت پنهان" نوشته ی محمد ابراهیمی بر اساس داستان "افسانه؛ دختری در دربار قاجاریه" هویت پنهان 1- اتاق ملک جهان نور کم است و سکوت تمام فضای اتاق را دربرگرفته است.گهواره ای در وسط صحنه قرار دارد که کودکی تازه به دنیا آمده داخل آن است.در کنار آن گل زیبایی در گلدان قرار دارد.پس از چن...
داستان کوتاه "شهر نقاشی" نوشته ی احمدرضا خاکساری - تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 0:57
داستان کوتاه "شهر نقاشی" نوشته ی احمدرضا خاکساری گنجشکک آرام آرام از حوض نقاشی بیرون می آید.با ترس و اضطراب اطراف را می نگرد.همه جا سکوت محض است. صدای پسر بچه ای به گوش می رسد.گنجشکک می ترسد و می رود لبه ی بام می نشیند.پسرک که گرم بازی ست وارد حیاط می شود.توپش را که به هوا می اندازد گنجشکک را می بین...
بخشی از نمایشنامه ی "چرچان و پرچان" نوشته ی اطهر جانعلی نژاد - تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 0:57
بخشی از نمایشنامه ی "چرچان و پرچان" نوشته ی اطهر جانعلی نژاد شخصیت ها: چرچان پرچان اختر صدای دختر همسایه صدای پیرمرد همسایه گدا صحنه خانه چرچان و پرچان.خانه ای جنگلی و ساده چرچان و پرچان مشغول خوردن کله پاچه اند.چرچان سر گوسفند یعنی مغز ان را و دیگری که پرچان باشد زبان ان را میخورد.انقدر میخوردن که ...
بخشی از فیلمنامه "رولت روسی" نوشته ی پیمان (علیرضا) رنجبر - تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 0:57
بخشی از فیلمنامه "رولت روسی" نوشته ی پیمان (علیرضا) رنجبر داخلی - اتاقی از خانه - روز احمد و راحله که باردار است در ته اتاق نشسته اند؛ راحله با پنبه ای که در دست دارد روی زخم های صورت احمد میمالد. رامین و الی در سمت دیگری از اتاق هستند و الی همین کار را با رامین انجام میدهد. اتاق تمام وسایلش بهم ریخ...
داستان کوتاه "همه چیز خسته کننده بود تا زمانی که ..." نوشته میلاد توحیدیان - تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 0:57
بخش هایی از داستان کوتاه "همه چیز خسته کننده بود تا زمانی که ..." نوشته میلاد توحیدیان همه چیز خسته کننده بود تا زمانی که ... در راه بین دو شهر خیالی که خود انها را ساخته بودم به فکرم رسید که شخصیتی را بسازم که مثل خودم باشد ساعتها بود که در راه بود. من با این که ان شخصیت نیستم به شخصه حوصلهام از ای...
بررسى ساختارى فيلم بى خود بى جهت ساخته رضا كاهانىu200f (نوشته ی علیرضا رنجبر) - تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 0:57
بررسى ساختارى فيلم بى خود بى جهت ساخته رضا كاهانىu200f شاید فیلم های زیادی در دنیا باشند که به نوعی یک شخصیت وسواسی-جبریObsessive-Compulsive Personality رابه تصویر کشیده باشند،فیلم هایی در باره زندگی مردان(و کمتر زنان)ی که بسیار اخلاقگرا،پرکار،با وجدان،مورد اعتماد،کمال گرا ودارای همه صفات نیک و مثبت...
بخشی از فیلمنامه ی "من فقط امدم تلفن بزنم" نوشته ی علیرضا (پیمان رنجبر) - تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 0:57
بخشی از فیلمنامه ی "من فقط امدم تلفن بزنم" نوشته ی علیرضا (پیمان رنجبر) خارجی-ظهر-بیابانبیابانی بزرگ که تک درختانی با فاصله های زیاد وجود دارند.ماشینی قدیمی و خاک گرفته زیر تابلویی قرمز خاموش میشود.خسرو سی و دو سه ساله ,بازیرپیراهنی و شلوار خاکی از ماشین پیاده میشود و کاپوت را بالا میدهد و کمی با ان...
بخشی از فیلمنامه ی "من فقط امدم تلفن بزنم" نوشته ی علیرضا (پیمان) رنجبر - تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 0:57
بخشی از فیلمنامه ی "من فقط امدم تلفن بزنم" نوشته ی علیرضا (پیمان) رنجبر خارجی-ظهر-بیابانبیابانی بزرگ که تک درختانی با فاصله های زیاد وجود دارند.ماشینی قدیمی و خاک گرفته زیر تابلویی قرمز خاموش میشود.خسرو سی و دو سه ساله ,بازیرپیراهنی و شلوار خاکی از ماشین پیاده میشود و کاپوت را بالا میدهد و کمی با ان...
داستان کوتاه "ناله پرواز" نوشته ی مریم وریج کاظمی - تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 0:57
داستان کوتاه "ناله پرواز" نوشته ی مریم وریج کاظمی تمام مدتی که "کبوتر"لای درختها قایم شده بود "قرقی"مدام از روی یه شاخه به شاخه دیگه می پرید توی درختها سرک می کشید و تن "کبوتر" از درد و ترس بیشتر می لرزید. اگه درخت های توی پارک نبودن، هیچ پرنده ی از دست "قرقی" زنده نمی موند،اما امروز "قرقی" بد جوری ...